السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
325
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « عَبَسَ وَتَوَلَّى » ) * يعنى چهره در هم كشيد و روى بگردانيد . * ( « أَنْ جاءَه الأَعْمى » ) * اين جمله علت عبوس شدن را بيان مىكند ، و لام تعليل در تقدير است و تقدير آن « لان جاءه الاعمى » است . * ( « وَما يُدْرِيكَ لَعَلَّه يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَه الذِّكْرى » ) * اين آيه حال از فاعل فعل * ( « عَبَسَ وَتَوَلَّى » ) * است ، و كلمه تزكى به معناى در پى پاك شدن از راه عمل صالح است . كه بعد از تذكر يعنى پندپذيرى و بيدارى و پذيرفتن عقائد حقه دست مىدهد ، چون « نفع ذكرى » همين است كه آدمى را به تزكى دعوت مىكند ، يعنى به ايمان و عمل صالح مىخواند . و حاصل معنا اين است كه آن شخص چهره در هم كشيد ، و از آن شخص نابينا كه نزدش آمده بود روى بگردانيد ، با اينكه او خبر نداشت آيا مرد نابينا مردى صالح بود ، و با اعمال صالح ناشى از ايمان خود را پاكيزه كرده بود يا نه ، شايد كرده بود ، و يا آمده تا با تذكر و اتعاظش به مواعظ رسول خدا ( ص ) بهره مند شده ، در نتيجه به تطهير خود موفق گردد . در اين آيات چهارگانه عتاب شديدى به كار رفته ، و اين شدت از اين جهت بيشتر مىشود كه دو آيه اول در سياق غيبت آمده ، كه مىفهماند خدا از او روى گردانيده ، رو در رو با او سخن نگفته ، و دو آيه اخير را در سياق خطاب آورده ، چون توبيخ در مخاطبه حضورى بيشتر است ، و حجت و استدلال هم وقتى رو در رو گفته شود الزامآورتر است ، آن هم بعد از روىگردانى ، و مخصوصا با سركوبى خود خدا و بدون واسطه غير . و در اينكه از آن شخص تعبير به اعمى - كور - كرد توبيخى بيشتر استفاده مىشود ، براى اينكه محتاجى كه به انسان مراجعه مىكند اگر نابينا باشد و حاجتش هم حاجتى دينى باشد ، و خلاصه ترس از خدا او را وادار كرده باشد كه با نداشتن چشم به ما مراجعه كند ، ما بيش از ساير مراجعه كنندگان بايد به او ترحم كنيم ، و بيشتر به او روى آورده مورد عطوفتش قرار دهيم ، نه اينكه چهره در هم بكشيم و روى از او برتابيم . بعضى « 1 » گفتهاند : بنا بر اينكه شخص مورد عتاب رسول خدا ( ص )
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 39 .